شانزده ماهگی
در حالی شانزده ماهگی رو پشت سر گذاشتم که 15 تا مروارید ریز و کوچولو دارم و منتظر درآمدن دندون شانزدهم بودم که قدم بر سر چشم بگذارند ولی مثل اینکه خیلی نازشون زیاده ولی صبر من و مامانم از اون هم زیادتره و باز هم منتظر میمونیم.
وزن 12/700 کیلوگرم و قد ؟
کلمات جدید:
ماس: ماست بازی باز: بازکن اُتاد: افتاد بُدو داغ مَز: موز بله
بیشی: بشین دست اودا: اونجا ای جیه: این چیه؟ نو: نون
بیب بیب: هر نوع وسیله نقلیه اومَد
مثل ماههای گذشته عاشق دویدن و بدو بدو کردن و بالا رفتن از در و دیوار و ...
وقتی زیاد میدوم مامان میگه: درسته که سینه خیز رفتی، چهار دست و پا رفتی، راه رفتی و الان هم میدوی ولی عزیزم باور کن دیگه مرحله ای به اسم پرواز کردن وجود نداره هااااااااااا !!
اینجا هم اصلاً جای گل و گلدون و شکلات خوری و میوه خوری و ... نیست، جای خود خودمه

خوب این هم یه جور پیشرفته دیگه قبلا روی شیشه حالا زیر شیشه!!
پ.ن: با یک هفته تأخیر بود و مختصر چون مامان امتحان داره.


شانزده ماهگی
